**ܜܔܢܜ یه موجود نسبتا خط خطی 2 ܜܔܢܜ**

نوش جونم که همش دلتنگم ...

چرا نمیذارید ما شهرو به آتیش بکشیم ؟

چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، 10:50

میگه یه بچه ای گریه میکرد ...

معلمش رفته بهش گفته چرا گریه میکنی ؟

بچهه جواب داده : خانم، سعید نمیذاره مدادمو بکنم تو گوشش ...

داستان ایناس ...

الان گریه میکنن چرا نذاشتید کلانتری و پادگانا رو بگیریم ؟

.

.

اگه نظرتون اینه با کسانی که مسجد و قرآن و مغازه ی مردم و بازار و درمانگاه آتیش میزنن و به کلانتری و پادگان حمله میکنند باید مماشات کرد که در اشتباهید ...

.

آمارگیر وبلاگ

بیوگرافی
+ این جملهه زیر عنوان هس؟ چون از اول اول تو وبلاگم بود دیگه برش نداشتم
+ بعد اینکه کسی لینک نمیشود
+ کامنت تایید نمیشود
+ رمز به کسی داده نمیشود
+ بعضی وقتا دینی و مذهبی مینویسم
اگه اشتباهی ازم سر زد
مقصر منم نه دینم
+ همینا