**ܜܔܢܜ یه موجود نسبتا خط خطی 2 ܜܔܢܜ**

نوش جونم که همش دلتنگم ...

بچه گربه

شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳، 23:14

امروز صبح یه بچه گربه باهام میومد ...

هی میگفتم الان میاد زیر پام له میشه ...
...
دلم میخواد مثل قدیما بشینم فوتبال ببینم ،

تلویزیونو کانالاشو بالا پایین کنم ... کتاب گیر بیارم بشینم بخونم ...

میتونما ولی خب نمیرم سمتش

اگه دوره رییسی می بود

شنبه ۲۲ دی ۱۴۰۳، 20:47

اگه تو دوره ی رییسی این همه تعطیلی پیش میاوردند ،

اصلاحات چیکار میکرد ؟

هزینه ی هر روز تعطیلی رو حساب میکرد

اون یارو مهاجری هشتگ دولت علیل میزد

پروژه بگیرا ، هر جور فحش و تهمتی میزدند

ننه بزرگاشون براشون دارو پیدا نمیکردند،

کارگاه هاشون سه بار ورشکست میشد ، چکاشون برگشت میخورد

ولی الان خبریه ؟ نه

.

قدرت خدا

جمعه ۲۱ دی ۱۴۰۳، 10:27

قدرت خدا رو ببین ...

باید یه بار دیگه به خدا ایمان آورد ...

.

.

آتیش

پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳، 13:55

آتشنشان عامریکاییه ، یه کله قندی برداشته پر آب میکنه از رو آبای

جمع شده تو خیابون باهاش آتیش خاموش میکنه

.

.

علی کریمی می‌گفت تو کشورای پیشرفته با هلیکوپتر آبپاش خاموش میکنن ...

عامریکا خیلی خوب و پیشرفته س

الانم لازمه این کارا ... اینا همه چیشون رو برنامه ست ...

آسفالتاشونم آتیشو میگیره میبره تو بخاریای مردم ...

اشتراکیا

چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، 20:19

اومدم یه فیلم دان کنم بعد مدت ها بشینم نگا کنم ،

اون سایت قبلیا اشتراکی شدند

من یه دونه فیلم میخوام نه یه ماه نه ۳ ماه نه ۶ ماه

فراموشکار

شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، 0:20

وقتی میگن آدم فراموشکاره

ینی تفاوت پست پایین ، با پست پایین‌ترش ...

.

.

زنده

شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، 0:16

وقتی برگشتم به همون مطب

جلو همون داروخونه با یه صدای نیمه بلندی گفتم

من هنو زنده م :)))

.

.

.

همه چی رو نمیشه کنترل کرد

چهارشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۳، 0:12

آدم فک میکنه همیشه همه چی تحت کنترلشه ...

اما اینجوری نیست

من نمیفهمیدم چی داره میشه

نمیتونستم خودمو نگه دارم ...

همه چی تحت کنترل آدم نیست

ترس

سه شنبه ۱۱ دی ۱۴۰۳، 23:15

وقتی داشتم میرفتم میترسیدم

میگفتم ینی دارم میمیرم ؟ از کارایی که داشتم میبردم میترسیدم

.

.

چشامو باز میکردم میدیدم مردم دورم جمع شدند

بلندم کردند نشستم رو صندلی ...

بعد آبجیم رفته بود دکتر صدا کنه ، مردمم فک کردند حالم خوب شده دورمو خالی کرده بودند ، ظاهرا دومین بار با سر رفته بودم تو زمین

دفعه دوم به هوش اومدم ، دیدم یه خانومه پاهامو بالا گرفته ، دکتر میزنه به صورتم میگه خوبی ؟

فید؟ کرده ...

دفعه سوم هم داشت یا نه ...

نمیدونم ... باید بپرسم

مرگ

سه شنبه ۱۱ دی ۱۴۰۳، 23:7

دو روزه قفسه سینه م درد میکرد ... قسمت قلبم

ینی سرفه میکردم قلبم درد میگرفت

امروز رفتم دکتر ... آمپول زدم ... فشارم افتادم

سه بار بیهوش شدم

دفعه دوم ظاهرا با مغز رفتم تو زمین

سه بار ذهنم خاموش شد

سه بار مرگو دیدم

به هوش میومدم میدیدم آبجیم داره هراسون اینور اونورو میدوئه ، میزنه به صورتش ،

سه بار مردم

خواب به موقع

سه شنبه ۱۱ دی ۱۴۰۳، 6:30

دیشب ۹:۳۰ خوابیدم

بعد چند ساعت پا شدم فک کردم ۶ ـه ... ولی ۲ بود

یه دور دیگه م خوابیدم ...

خیلی خوب بود ...

.

.

اعتیاد

دوشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۳، 16:46

مثل معتاد متنفر از اعتیاد ...

.

.

.

همه فک میکنن خیلی بلدم

پنجشنبه ۶ دی ۱۴۰۳، 21:16

شنبه امتحان دارم و چیزی بلد نیستم و عین خیالمم نیست .

.

.

.

برا همین میرفتم چای میخوردم

کارای مونده

پنجشنبه ۶ دی ۱۴۰۳، 11:36

من وقتی اعصابم خورده یا کارِ نکرده دارم ،

یا برگای حیاطو جارو میزنم

یا چای میخورم

.

.

.

البته همیشه چای میخورم

شاعر و نویسنده ... یه بار دیگه م گفتم

چهارشنبه ۵ دی ۱۴۰۳، 16:6

مخاطب وبلاگی داشتم که نویسنده بود ... سال های پیش ...

بالاخره کتاب های کودک نوشت و چاپش کرده بود ...

شعر نوشت ... شعری که محسن چاووشی خوندش

و اولش به اشتباه فک کرده بود مال شهریاره ...

و بعد مشخص شد شاعرش همون مخاطب وبلاگ ما بوده :)

...

به واسطه ای پیام دادم گفتم منم ... بهش بگید دیدید شد ؟

بعدش جواب داده بود آره می شناسم ...

ولی ظاهرا حرفم یادش نمونده بود

.

.

+ این قسمت آخر حرفمو مطمئن نیستم همینا رو گفته باشم

+ ولی تو همین مایه ها بود

بوی کباب

یکشنبه ۲ دی ۱۴۰۳، 16:38

وقتی رهبر اصطلاح « بوی کباب شنیدند» رو استفاده می کنند

یعنی چیزهایی وجود داره و دشمن از این اتفاق بو هایی حس کردند

ما سه فتنه رو پشت سر گذاشتم

فتنه ی ۸۸ فتنه ی سیاسی ...

فتنه ی ۹۸ فتنه ی اقتصادی ...

و فتنه ی ۴۰۱ که فتنه ی فرهنگی بود ...

حدس من اینه که آخری ،

مخلوطی از هر سه ی این ها + اختلافات قومی خواهد بود

با شایعه یا واقعیت کنار کشیدن پزشکیان ، یا نوع دیگه ای از بازی ،

بعید نیست که فتنه ی سیاسی هم رقم بخوره ...

نشونه های آشوب

شنبه ۱ دی ۱۴۰۳، 17:10

تموم نشونه ها داره میگه میخوان مردمو عصبانی کنن ...

هر روز قطعی برق دو ساعته داریم ...

این تو تابستونشم اینجوری نبود ...

آقا ما حتی خراب بودن زیرساخت رو قبول کنیم ،

از تابستون تا الان یهو همه چی خراب شد ؟

اوج مصرف برق ، تو تابستونه ... طرف میگفت ما تو زمستون

مازاد نیازمون برق تولید میکنیم چرا اینجوریه ...

یه برق قطع میشه ها ولی همه چی بهم میریزه ...

واستید سر چارراه ها تا ببینید چی به حال اعصاب و

روح و روان مردم میاد ...

صنعت ، که الان داد و بیداد هاشونو تو فجازی میبینیم

از اون طرف گرونی ها

آزادسازی قیمت ارز

کم کاری های گوشه و کنار ...

فقط آزاد سازی قیمت بنزین هم بعنوان جرقه ی اینا کم داریم

آمارگیر وبلاگ

بیوگرافی
+ این جملهه زیر عنوان هس؟ چون از اول اول تو وبلاگم بود دیگه برش نداشتم
+ بعد اینکه کسی لینک نمیشود
+ کامنت تایید نمیشود
+ رمز به کسی داده نمیشود
+ بعضی وقتا دینی و مذهبی مینویسم
اگه اشتباهی ازم سر زد
مقصر منم نه دینم
+ همینا