**ܜܔܢܜ یه موجود نسبتا خط خطی 2 ܜܔܢܜ**

نوش جونم که همش دلتنگم ...

روح الله

سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۱، 16:59

مشهورای ساکتی رفتند از خانواده ی روح الله عجمیان رضایت بگیرن ...

قبلش کجا بودی؟

.

.

.

من تو این ماجرای روح الله، خراب باباش شدم ...

عجیب حرفایی میزد

میگفت از این بهتراش برا انقلاب رفتند ...

میگفت ما تو جنگ چیزایی دیدیم، که این چیزی نبود ...

هم سفت و محکم حرف میزد، هم غمشو پنهون میکرد

هم کار بزرگ پسرشو ناچیز نشون می داد ...

.

.

خیلی عمیق ... خیلی مَرد ...

.

.

و طبق اون چیزی که خوندم، ظاهرا رضایت نخواهد داد

و دمش گرم ... گفته نه به خاطر خون پسرم

به خاطر جنگی که با انقلاب شروع کردند و من این رو قبول نمیکنم

.

.

تو این قضیه

مشهورایی که آتیش به جون مردم انداختن

و جوونای مردم رو راهی خیابون کردند

، جوون های مردم رو به کشتن دادند

حالا میخوان ماسک آدمای مهربون و خیرخواه رو بزنن

و باز تو این ماجرا، کسی که بچه ش کشته شده و طرفدار انقلابه رو

آدم بده و بی رحمه نشون بدن

.

.

هر موقع خواستید بگید بی رحمه، داداش، پدر، یا پسرتون

رو جای روح الله بذارید

و ببینید میتونید رضایت بدید یا نه

حواستون باشه که ادعایی نکنید ...

چون با اون ادعا امتحان میشید خدایی نکرده، زبونم لال

آمارگیر وبلاگ

بیوگرافی
+ این جملهه زیر عنوان هس؟ چون از اول اول تو وبلاگم بود دیگه برش نداشتم
+ بعد اینکه کسی لینک نمیشود
+ کامنت تایید نمیشود
+ رمز به کسی داده نمیشود
+ بعضی وقتا دینی و مذهبی مینویسم
اگه اشتباهی ازم سر زد
مقصر منم نه دینم
+ همینا